خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق یار میگوید و اشکهایش را به سیل تشبیه میکند. او از داغی سخن میگوید که هرگز از دلش نمیرود.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۵۴ - آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
کاین سیل سرشک تا بدامن نرود ۱
یار از بر من برفت و حرمان وصال
داغیست که هرگز از دل من نرود ۲
کاین سیل سرشک تا بدامن نرود ۱
یار از بر من برفت و حرمان وصال
داغیست که هرگز از دل من نرود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - طاوس اگر بجلوه پر باز کند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - هر دل که درو مهر کسی ریش کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.