خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تقدیر خود شکایت دارد که همیشه درد و غم به او میدهد و حتی اگر گاهی آسایشی به او بدهد، بیم آن دارد که آن هم آسان به دست نیاید.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به درد و رنج ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۹۳ - هرگز فلکم باده رخشان ندهد
هرگز فلکم باده رخشان ندهد
جز درد غم ساقی دوران ندهد ۱
خون جگری گر دهد آسان نوشم
می ترسم از آنکه اینهم آسان ندهد ۲
جز درد غم ساقی دوران ندهد ۱
خون جگری گر دهد آسان نوشم
می ترسم از آنکه اینهم آسان ندهد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - از کوشش من بمن نوایی نرسد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - عشق ار پی زینت و هنر میسوزد « کذا »
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.