خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از تضاد بین سکوت و بیان رنج میبرد. از یک سو شرم و حیا او را به خاموشی وادار میکند و از سوی دیگر، این سکوت و جفای دشمن، جان او را میگیرد. او در نهایت به این نتیجه میرسد که سکوت نیز به اندازهی بیان، میتواند مرگبار باشد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی مانند تعارض درونی، شرم و رنج است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۱۸۱ - پیش تو مرا شرم و حیا خواهد کشت
پیش تو مرا شرم و حیا خواهد کشت
خاموشم و خصمم بجفا خواهد کشت ۱
از خاموشیم کار رسیدست بجان
فریاد که خامشی مرا خواهد کشت ۲
خاموشم و خصمم بجفا خواهد کشت ۱
از خاموشیم کار رسیدست بجان
فریاد که خامشی مرا خواهد کشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - اکنون که بهار عمر در نشو و نماست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - شیر از که از آب و هوا خلدوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.