خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناکامیهای خود میگوید و خود را در سایهی بدبختی میبیند. او خورشید و جایگاه بلندش را ستایش میکند و اشاره میکند که حتی اگر ذرهای به آسمان برود، باز هم خاکِ راه است و به پای خورشید نمیرسد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را نیازمند سطحی از بلوغ فکری و ادبی میکند.
شماره ۸۷ - خورشید مرا بنیکبختان نگه است
خورشید مرا بنیکبختان نگه است
بخش من از او چو سایه بخت سیه است ۱
خورشید و شان سزای اوج شرفند
گر ذره بآسمان رود خاک ره است ۲
بخش من از او چو سایه بخت سیه است ۱
خورشید و شان سزای اوج شرفند
گر ذره بآسمان رود خاک ره است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - بیمارم و هر کس که ببالین منست
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - ای سرو که هرگز نبود درد و غمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.