شاعر در این متن از ناملایمات روزگار و بیوفایی دنیا شکایت میکند. او بیان میکند که بخت و زمانه با او دشمنی دارند و دنیا همیشه در حال تغییر است. شاعر تأکید میکند که وفاداری را نباید از دنیای بیوفا انتظار داشت، بلکه باید از کسانی طلب کرد که امین و قابل اعتماد هستند. در نهایت، او اشاره میکند که دنیا برای کسانی که بینش و آگاهی دارند، ارزش و وقار ندارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی نسبت به دنیا و انسانهاست که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰ - فلک با بخت من دایم به کینست
که با من بخت و دوران هم به کینست ۱
گهم خواند جهان گاهی براند
جهان گاهی چنان گاهی چنینست ۲
که میداند که خشت هر سرایی
کدامین سروقد نازنینست ۳
ز خاک شاهدی روییده باشد
به هر بستان که برگ یاسمینست ۴
وفایی گر نمییابی ز یاری
مده دل گر نگارستان چینست ۵
وفاداری مجوی از دهر خونخوار
وفایی از کسی جو که امینست ۶
ندارد سعدیا دنیا وقاری
به نزد آن کسی کو راه بینست ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
با سلام
ظاهرا از ملحقات به اشعار سعدی است.
بعید به نظر می رسد از ایشان باشد .سبک شعر تقلید بسیار واضحی از سبک باباطاهر و اشعار منسوب به خیام است.