خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساس نالایقی و عشق یکطرفه خود سخن می‌گوید. او خود را سگ پایبند معشوق می‌داند و از بی‌توجهی و دوری معشوق رنج می‌برد. با وجود این، همچنان امیدوار است که معشوق به او نگاهی کند یا دری به رویش بگشاید. شاعر همچنین از سوزش دل و پروانه‌وار سوختن در راه معشوق می‌گوید.

متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند «سگت» و «پروانه‌وار سوختن» نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۴۱ - من لایق آن نیستم تا یار همرازم کنی

من لایق آن نیستم تا یار همرازم کنی
ای من سگت خواهم دمی پیش خود آوازم کنی ۱

گاهم کنی خندان نظر گویم شدی یارم دگر
چشمی بگردانی دگر بیگانه تر بازم کنی ۲

تو میروی با دیگران خندان لب و بازیکنان
من منتظر تا ناگهان چشمی بصد نازم کنی ۳

شبها تو در خواب ایپسر من منتظر بر خاک در
باشد برون آیی سحر بر رو دری بازم کنی ۴

اهلی از آنشمع چگل دل را بسوزی متصل
پروانه وار از داغ دل بی بال و پروازم کنی ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴۰ - مارا کشی و زنده جاوید میکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴۲ - میان خلق میخواهم که توسن بر سرم تازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.