خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و آرزوهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به حال زارش رسیدگی کند، مرهم دردهایش باشد و در راه عشق به او توجه نشان دهد. همچنین، از ترس بیتوجهی معشوق در روزهای سخت و حتی پس از مرگ خود میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و گاه غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۹۵ - خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
وانگه که خواب آید ترا سر در کنار من نهی ۱
کی مرهم داغم شوی ای آرزوی جان من
صد داغ اگر دستت دهد بر جان زار من نهی ۲
گشتم غبار راه تو تا بگذری گاهی به من
لبکن بپوشی چشم اگر پا بر غبار من نهی ۳
من چون بغم خو کرده ام ایسرو خواهم خار غم
برداری از راه کسان بر رهگذار من نهی ۴
زنهار در روز اجل تابوت من اهلی بسوز
ترسم بدوش دیگری ناگاه بار من نهی ۵
وانگه که خواب آید ترا سر در کنار من نهی ۱
کی مرهم داغم شوی ای آرزوی جان من
صد داغ اگر دستت دهد بر جان زار من نهی ۲
گشتم غبار راه تو تا بگذری گاهی به من
لبکن بپوشی چشم اگر پا بر غبار من نهی ۳
من چون بغم خو کرده ام ایسرو خواهم خار غم
برداری از راه کسان بر رهگذار من نهی ۴
زنهار در روز اجل تابوت من اهلی بسوز
ترسم بدوش دیگری ناگاه بار من نهی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۴ - کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۶ - با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.