خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از فراق یار و از دست دادن آرامش و قرار دل مینالد. او از رفتن یاران و تنها ماندن خود سخن میگوید و بیان میکند که با رفتن یار، آرامش و جانش نیز رفته است. این متن سرشار از احساس غم و اندوه ناشی از جدایی و فراق است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۶۰ - تا ساقی گلهذار رفته
تا ساقی گلهذار رفته
دست و دل ما ز کار رفته ۱
منت چه نهم که شد فدایش
جانی که هزار بار رفته ۲
عالم همه صید خویش چون کرد
دیگر چه پی شکار رفته ۳
تا عشق بباد داد خاکم
از آینه ام غبار رفته ۴
هر چند که کارم انتظارست
کار من از انتظار رفته ۵
تا در دل ما قرار بگرفت
از جان و دلم قرار رفته ۶
یاران پی کار خویش رفتند
اهلی بفدای یار رفته ۷
دست و دل ما ز کار رفته ۱
منت چه نهم که شد فدایش
جانی که هزار بار رفته ۲
عالم همه صید خویش چون کرد
دیگر چه پی شکار رفته ۳
تا عشق بباد داد خاکم
از آینه ام غبار رفته ۴
هر چند که کارم انتظارست
کار من از انتظار رفته ۵
تا در دل ما قرار بگرفت
از جان و دلم قرار رفته ۶
یاران پی کار خویش رفتند
اهلی بفدای یار رفته ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۹ - سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۱ - زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.