خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و جستجوی معنوی سخن میگوید. او خود را مرغ زیرکی میداند که دل به ظواهر نمیبندد و به دنبال حقیقت است. همچنین، از عشق الهی و سعادت واقعی میگوید که در جستجوی آن است. در نهایت، اشارهای به پاکدامنی و خلوص معنوی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۱۴ - صیدم نکرد غنچه لبی جز به گفتگو
صیدم نکرد غنچه لبی جز به گفتگو
من مرغ زیرکم ندهم دل به رنگ و بو ۱
من کیستم که دولت وصلش کنم خیال
خوش دولتی است گر گذرم در خیال او ۲
در کعبه شرف چو سعادت نشد رفیق
اینهم سعادتی است که میرم به جستجو ۳
داند که ملک حسن بود زان او از آن
شاهانه میکند سخن آن شوخ تندخو ۴
اهلی بسوز اگر هوست پاکدامنی است
کین خرقه تو پاک نگردد به شست و شو ۵
من مرغ زیرکم ندهم دل به رنگ و بو ۱
من کیستم که دولت وصلش کنم خیال
خوش دولتی است گر گذرم در خیال او ۲
در کعبه شرف چو سعادت نشد رفیق
اینهم سعادتی است که میرم به جستجو ۳
داند که ملک حسن بود زان او از آن
شاهانه میکند سخن آن شوخ تندخو ۴
اهلی بسوز اگر هوست پاکدامنی است
کین خرقه تو پاک نگردد به شست و شو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۳ - از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۵ - غم نیست کز زهر بلا تلخی کشد مسکین تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.