خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دوری از معشوق و رنج ناشی از این جدایی میگوید. او از ضعف و غم خود سخن میگوید و آرزو میکند که بادی او را به سوی معشوق ببرد. همچنین، او از غیرت و حسادت خود نسبت به دیگرانی که ممکن است نام معشوق را بر زبان آورند، میگوید. شاعر در نهایت از تنهایی و درد خود مینالد و آرزو میکند که خیال معشوق به او تسکین دهد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی در شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۱۲ - سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
باشد شبی ای سیمتن آسایم از پهلوی تو ۱
دورم من و نزدیک تو نتوانم از ضعف آمدن
کاهم ز غم باشد مرا بادی رساند سوی تو ۲
تا بر زبان دیگری نام تو باری نگذرد
غیرت نخواهد تا کنم از خلق جستجوی تو ۳
وقتی پی تسکین دل میدید می کوی ترا
اکنون شود دردم فزون چون بیتو بینم کوی تو ۴
از وحشت تنهاییش اهلی برآید جان ز تن
گر نی بپرسش آیدش گه گه خیال روی تو ۵
باشد شبی ای سیمتن آسایم از پهلوی تو ۱
دورم من و نزدیک تو نتوانم از ضعف آمدن
کاهم ز غم باشد مرا بادی رساند سوی تو ۲
تا بر زبان دیگری نام تو باری نگذرد
غیرت نخواهد تا کنم از خلق جستجوی تو ۳
وقتی پی تسکین دل میدید می کوی ترا
اکنون شود دردم فزون چون بیتو بینم کوی تو ۴
از وحشت تنهاییش اهلی برآید جان ز تن
گر نی بپرسش آیدش گه گه خیال روی تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۱ - مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۳ - از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.