خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دردها و رنج‌های زندگی خود می‌گوید و بخت بد را عامل اصلی این مصائب می‌داند. او از عشق نافرجام، نابودی و فنا سخن می‌گوید و احساس می‌کند که دشمنانش کمتر از بخت بد به او آسیب زده‌اند. همچنین، او از غم و اندوه عمیق خود و ناامیدی از زندگی می‌نویسد.

متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند رنج، ناامیدی و مرگ است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای سنین بالاتر که تجربه‌ی زندگی بیشتری دارند، قابل‌درک و ارتباط‌پذیرتر هستند.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۰۱ - خون شد ز بخت بد جگر لخت لخت من

خون شد ز بخت بد جگر لخت لخت من
دشمن نکرد آنچه بمن کرد بخت من ۱

چندان نسیم عشق تو بنشست در کمین
کاخر چو گل بباد فنا داد رخت من ۲

با من چو کوهکن دل کوه است در فغان
از کار سخت من نه که از جان سخت من ۳

چون من بآب دیده درختی نشانده ام
جز خون دل چه گل بدمد از درخت من ۴

جاییکه صد چو تخت سلیمان رود بباد
اهلی ببستتخته تابوت تخت من ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۰ - تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۲ - مجنون منم در عهد تو لیلی تو در دوران من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.