این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت ترک خودخواهی، همراهی با نامرادان، عشق و فداکاری، و هدایت به سوی نور عقل تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند خورشید در تاریکی شب بدرخشد، از عشق و شادی سخن میگوید، و به دوری از مردم و پیوستن به طبیعت مانند مجنون اشاره میکند. همچنین، هشدار میدهد که نباید به ظاهر فریبندهی دنیا اعتماد کرد و باید از عقل به عنوان چراغ راه استفاده نمود.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تجربهی کامل، نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق و فداکاری ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم یا غیرجذاب باشد.
شماره ۱۱۴۸ - شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
درآ چون آفتاب از در شب و تا روز شادی کن ۱
من آخر کشته خواهم شد برسوایی زعشق تو
اگر خواهی نهانم کش وگر خواهی منادی کن ۲
دلا گر همدمی با نو غزالان آرزو داری
چو مجنون ترک مردم گیر و رو در کوه و وادی کن ۳
تو میخواهی مراد و نامرادت دوست میخواهد
دلا چون این مراد اوست با ما نامرادی کن ۴
نهاد چرخ کجرو با کسی کی راست میگردد
بمهر ظاهرش منگر حذر از کج نهادی کن ۵
بنور عقل در عالم ره شادی که میباید
درین ظلمت سرا اهلی چراغ عقل هادی کن ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.