خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی، پیری و جوانی، و تضادهای درونی خود سخن میگوید. او از عشق به معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد، در حالی که خود را درگیر تناقضهایی مانند عشق به دنیا و میل به پستی میبیند. همچنین، او از آرامش گذشته و ناآرامی حال خود یاد میکند و به خاموشی و گاهگاهی مستی اشاره دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و تناقضهای وجودی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۰۲۵ - عمریست کز عشق بتان این شور و مستی میکنم
عمریست کز عشق بتان این شور و مستی میکنم
پیرانه سر با کودکان صورت پرستی میکنم ۱
جان طایر عشرست و من با دانه خالی خوشم
او سوی بالا میرود من میل پستی میکنم ۲
همچون نسیم آسوده دل بودم بباغ نیستی
اکنون بسر اینخاک غم از دست هستی میکنم ۳
من در پی آغوش او او خود نگنجد در جهان
اینتنگ چشمی بین که من با تنگدستی میکنم ۴
اهلی بوصف گلرخان حسن ادب خاموشی است
من مرغ خاموشم ولی گه گاه مستی میکنم ۵
پیرانه سر با کودکان صورت پرستی میکنم ۱
جان طایر عشرست و من با دانه خالی خوشم
او سوی بالا میرود من میل پستی میکنم ۲
همچون نسیم آسوده دل بودم بباغ نیستی
اکنون بسر اینخاک غم از دست هستی میکنم ۳
من در پی آغوش او او خود نگنجد در جهان
اینتنگ چشمی بین که من با تنگدستی میکنم ۴
اهلی بوصف گلرخان حسن ادب خاموشی است
من مرغ خاموشم ولی گه گاه مستی میکنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۴ - ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۶ - چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.