این متن از زبان فردی است که از فرصتهای از دست رفته جوانی ابراز پشیمانی میکند و بر اهمیت استفاده از زمان و فرصتهای موجود تأکید میکند. او به این موضوع اشاره میکند که با افزایش سن، تواناییها کاهش مییابد و دیگر نمیتوان به راحتی گذشته عمل کرد. متن همچنین بر تلاش و حرکت به جلو حتی در شرایط سخت تأکید دارد.
این متن مفاهیم عمیقی مانند پشیمانی از فرصتهای از دست رفته، اهمیت زمان و تلاش در زندگی را مطرح میکند که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و تأملبرانگیز است. نوجوانان میتوانند از این متن برای آگاهی از اهمیت استفاده بهینه از زمان و فرصتها درس بگیرند، در حالی که بزرگسالان ممکن است با احساسات و تجربیات بیانشده در متن همذاتپنداری کنند.
گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری
که فردا جوانی نیاید ز پیر ۱
فراغ دلت هست و نیروی تن
چو میدان فراخ است گویی بزن ۲
من این روز را قدر نشناختم
بدانستم اکنون که در باختم ۳
قضا روزگاری ز من در ربود
که هر روزی از وی شبی قدر بود ۴
چه کوشش کند پیر خر زیر بار؟
تو میرو که بر باد پایی سوار ۵
شکسته قدح ور ببندند چست
نیاورد خواهد بهای درست ۶
کنون کاوفتادت به غفلت ز دست
طریقی ندارد مگر باز بست ۷
که گفتت به جیحون درانداز تن؟
چو افتاد، هم دست و پایی بزن ۸
به غفلت بدادی ز دست آب پاک
چه چاره کنون جز تیمم به خاک؟ ۹
چو از چاپکان در دویدن گرو
نبردی، هم افتان و خیزان برو ۱۰
گر آن باد پایان برفتند تیز
تو بی دست و پای از نشستن بخیز ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.