خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود سخن می‌گوید که باعث از دست دادن دین و دنیایش شده است. او میان مسجد و میخانه در تردید است و احساس شرمندگی می‌کند. عشق او چنان شدید است که هم عقل و هم دیوانگی را تحت تأثیر قرار داده و وجودش را تسخیر کرده است. در نهایت، او از ضعف و ناتوانی خود در برابر این عشق صحبت می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میخانه و باده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۸۳ - تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم

تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
مرا ز مهر تو دین شد ز دست و دنیا هم ۱

میان مسجد و میخانه ام خجل مانده
ز بسکه حرمتم آنجا نماند و اینجا هم ۲

خراب باده عشق توام که نشه ی او
هزار دل شده دیوانه کرد و دانا هم ۳

ر بسکه آتش عشقت فرو گرفت مرا
وجود من همه او شد نهان و پیدا هم ۴

به نیم جرعه که خوردم چو اهلی از کف دوست
ز دست رفتم و آخر فتادم از پا هم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸۲ - گنجی چو تو در سینه بکونین چکارم؟
گوهر بعدی:شماره ۹۸۴ - ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.