هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردآلود شاعری است که خود را در مقابل معشوق، ناتوان و خوار میبیند. او از جدایی و بیتوجهی معشوق رنج میبرد و خود را همچون سگِ وفادارِ او میداند. شاعر با تصاویری مانند ماهی دور از آب، لالهی خونگریان و سگِ پاسدار، احساس تنهایی و عشق بیپاسخ خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارات پیچیدهتر، درک شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۹۸۱ - تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
با من تو سر گرانی من بر دلت گرانم ۱
تو چشمه حیاتی، دور از تو من چو ماهی
در خاک و خون طپانم چون بیتو زنده مانم ۲
از دیدن تو جانم هر چند تازه گردد
از من تو گر ملولی هرگز مباد جانم ۳
تو پادشاه خوبان من کمترین سگ تو
گر پیش خود نخوانی باری ز در مرانم ۴
تو مست عیش چونگل من خوار و زار بیتو
چون لاله در بیابان با چشم خونفشانم ۵
شبها بپاس کویت من چون سگ و تو غافل
شاید که یادم آری روزیکه من نمانم ۶
صد پاره شد دل از غم گوشی بمن کن ایگل
تا حال زار اهلی یکبار بر تو خوانم ۷
با من تو سر گرانی من بر دلت گرانم ۱
تو چشمه حیاتی، دور از تو من چو ماهی
در خاک و خون طپانم چون بیتو زنده مانم ۲
از دیدن تو جانم هر چند تازه گردد
از من تو گر ملولی هرگز مباد جانم ۳
تو پادشاه خوبان من کمترین سگ تو
گر پیش خود نخوانی باری ز در مرانم ۴
تو مست عیش چونگل من خوار و زار بیتو
چون لاله در بیابان با چشم خونفشانم ۵
شبها بپاس کویت من چون سگ و تو غافل
شاید که یادم آری روزیکه من نمانم ۶
صد پاره شد دل از غم گوشی بمن کن ایگل
تا حال زار اهلی یکبار بر تو خوانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۰ - آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۲ - گنجی چو تو در سینه بکونین چکارم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.