خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و تنهاییهای خود میگوید و بیان میکند که هرگز در آرامش و خوشی ننشسته است. او از عشق و هجران سخن میگوید و از سوختن در آتش دوری و فراق مینالد. در پایان، شاعر به نوعی دعوت به شادی و رهایی از غم میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۶۸ - نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
با لاله رخی گوشه باغی ننشستیم ۱
مردیم بتاریکی و تنهایی هجران
یکشب به مهی پیش چراغی ننشستیم ۲
ما سوختگان را چه فتادست که هرگز
بی دود دل و آتش داغی ننشستیم ۳
ماییم درین صیدگه از غایت دوری
آن کشته که در وصله زاغی ننشستیم ۴
اهلی بشکن لاله صفت ساغر و برخیز
خوش کاین همه در بند ایاغی ننشستیم ۵
با لاله رخی گوشه باغی ننشستیم ۱
مردیم بتاریکی و تنهایی هجران
یکشب به مهی پیش چراغی ننشستیم ۲
ما سوختگان را چه فتادست که هرگز
بی دود دل و آتش داغی ننشستیم ۳
ماییم درین صیدگه از غایت دوری
آن کشته که در وصله زاغی ننشستیم ۴
اهلی بشکن لاله صفت ساغر و برخیز
خوش کاین همه در بند ایاغی ننشستیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۷ - برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۹ - من خسته ایفلک کی دمی از تو شا گشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.