خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از شکستن پیمانها و عهدها سخن میگوید، از تلاش برای توبه و سپس شکست در آن، و از رهایی از قید و بندهای عقل و خرد. او به دیوانگی و آزادی از conventions اجتماعی اشاره میکند و در نهایت به پذیرش شکست و بیاعتنایی به نظر دیگران میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند دیوانگی و شکستن عهدها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۴۶ - ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم
ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم
پیمان دو عالم به دو پیمانه شکستیم ۱
اول چه حکیمانه ره توبه گرفتیم
آخر که شکستیم چه رندانه شکستیم ۲
بستیم ز تعلیم خرد نخل امیدی
آنهم بمراد دل دیوانه شکستیم ۳
باشد که دل دوست نرنجد که غمی نیست
گر در نظر مردم بیگانه شکستیم ۴
مردیم ز غم اهلی و بستیم زبان را
برخیز که هنگامه افسانه شکستیم ۵
پیمان دو عالم به دو پیمانه شکستیم ۱
اول چه حکیمانه ره توبه گرفتیم
آخر که شکستیم چه رندانه شکستیم ۲
بستیم ز تعلیم خرد نخل امیدی
آنهم بمراد دل دیوانه شکستیم ۳
باشد که دل دوست نرنجد که غمی نیست
گر در نظر مردم بیگانه شکستیم ۴
مردیم ز غم اهلی و بستیم زبان را
برخیز که هنگامه افسانه شکستیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۵ - چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم
گوهر بعدی:شماره ۹۴۷ - درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.