خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، عشق و رنج عاشق را به تصویر می‌کشد. شاعر از شمع به عنوان نماد عاشق فداکار یاد می‌کند که با وجود سوختن و نابودی، خندان و روشن باقی می‌ماند. او از رنج پنهان، اشک‌های سوزان، و آتش درون می‌گوید و در نهایت به تسلیم و فنا در عشق اشاره می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۲۳ - عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع

عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع
بر کرسی دار فنا خندان برآید همچو شمع ۱

ظاهر بمردم کی کنم زخمی که پنهان خورده ام
گر روشنم از استخوان پیکان برآید همچو شمع ۲

از برق حیرت بی خبر سوزد چو نخل بادیه
مجنون وشی کز شوق او حیران برآید همچو شمع ۳

گر آتش داغ درون آبم نسوزد در جگر
از اشک گرمم دمبدم طوفان برآید همچو شمع ۴

افسرده دل لرزد چو گل گر بر تنش بادی وزد
اهلی بجان آتش زند تا جان برآید همچو شمع ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲۲ - گر تشنه آب خضری از سر اخلاص
گوهر بعدی:شماره ۹۲۴ - ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.