خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و رنج عاشقانه سخن میگوید، با تصاویری مانند شمع سوخته و طبیب دیررس. همچنین، به مفاهیمی مانند فقر، عشق، و غیرت اشاره دارد و با نمادهایی مانند تاج زر و لاله، احساسات عمیق را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از نمادهای پیچیده، برای درک بهتر به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۹۱۵ - خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
همچو شمع از آتش حسرت رود دود از سرش ۱
چون نمیرد خسته مسکین که بر بالین او
دیر آمد آن طبیب و زود فرمود از سرش ۲
غم ز درویشی ندارد رند دیر ای مغبچه
زانکه خم گنج است و ساقی مهر بگشود از سرش ۳
هر شهی کز فر تاج زر نشد خاک رهت
باد غیرت تاج زر چون لاله بر بود از سرش ۴
اهلی از داغ تو خواهد سوختن تا زنده است
کی چو شمع این آتش سودا رود زود از سرش ۵
همچو شمع از آتش حسرت رود دود از سرش ۱
چون نمیرد خسته مسکین که بر بالین او
دیر آمد آن طبیب و زود فرمود از سرش ۲
غم ز درویشی ندارد رند دیر ای مغبچه
زانکه خم گنج است و ساقی مهر بگشود از سرش ۳
هر شهی کز فر تاج زر نشد خاک رهت
باد غیرت تاج زر چون لاله بر بود از سرش ۴
اهلی از داغ تو خواهد سوختن تا زنده است
کی چو شمع این آتش سودا رود زود از سرش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۴ - عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش
گوهر بعدی:شماره ۹۱۶ - نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.