خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق عمیق و یکتاپرستی خود سخن میگوید و بیان میکند که در مسیر عشق به معشوق، هیچ کس جز او قدم نگذاشته است. او از رسیدن به جایگاهی منحصر به فرد در عشق و از فداکاریهای خود مانند فرهاد یاد میکند و اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند به زیبایی معشوق او را تصویر کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۷۹ - در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش
در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش
ما سر بنهادیم که کس پا ننهد پیش ۱
المنه لله که ز عشق تو رسیدیم
جایی که کسی پای از آنجا ننهد پیش ۲
قسمت مگر این بود که از جام وصالت
جز خون جگر عشق تو ما را ننهد پیش ۳
نقش ملک اندازه نقاش نباشد
تا صورت آن چهره زیبا ننهد پیش ۴
اهلی نشود شاد کس از صورت شیرین
فرهاد صفت کوه غمی تا ننهد پیش ۵
ما سر بنهادیم که کس پا ننهد پیش ۱
المنه لله که ز عشق تو رسیدیم
جایی که کسی پای از آنجا ننهد پیش ۲
قسمت مگر این بود که از جام وصالت
جز خون جگر عشق تو ما را ننهد پیش ۳
نقش ملک اندازه نقاش نباشد
تا صورت آن چهره زیبا ننهد پیش ۴
اهلی نشود شاد کس از صورت شیرین
فرهاد صفت کوه غمی تا ننهد پیش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۸ - امشب که چراغ نظری چرب زبان باش
گوهر بعدی:شماره ۸۸۰ - دلا چو باز گریزان ز وصل مردم باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.