خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیباییهای معشوق و عشق به او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند سرو قامت و گل رخسار، معشوق را ستایش میکند و از رنجهای عشق و ملامتهای آن سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند بهشت و دوزخ دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۸۶۶ - نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس
نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس
مگر قیام تو آمرزش قیامت بس ۱
چو نخل گل دگران خویش اگر بیارایند
ترا همین گل رخسار و سرو قامت بس ۲
چو دورم از بهشتی صفت چه سوزی باز
عذاب دوزخیان حسرت و ندامت بس ۳
به پیش قد تو سرو از غرامت است بپای
دگر خجل مکن اورا همین غرامت بس ۴
من و ملامت عشق تو گر شوم کشته
مرا ز کنج لحد گوشه سلامت بس ۵
جمال دوست بود خونبهای کشته عشق
شهید عشق بتان را همین کرامت بس ۶
سگ ملامت اهل شب از فغان می کرد
گر آمی بود او را همین ملامت بس ۷
مگر قیام تو آمرزش قیامت بس ۱
چو نخل گل دگران خویش اگر بیارایند
ترا همین گل رخسار و سرو قامت بس ۲
چو دورم از بهشتی صفت چه سوزی باز
عذاب دوزخیان حسرت و ندامت بس ۳
به پیش قد تو سرو از غرامت است بپای
دگر خجل مکن اورا همین غرامت بس ۴
من و ملامت عشق تو گر شوم کشته
مرا ز کنج لحد گوشه سلامت بس ۵
جمال دوست بود خونبهای کشته عشق
شهید عشق بتان را همین کرامت بس ۶
سگ ملامت اهل شب از فغان می کرد
گر آمی بود او را همین ملامت بس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۵ - حال من دور از آن جمال مپرس
گوهر بعدی:شماره ۸۶۷ - نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.