خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق شکایت میکند و از برق محبت و آتش عشق که زندگیاش را ویران کرده است، مینالد. او از اشکها و رنجهایش سخن میگوید و احساس میکند که مورد طعن و سرزنش دیگران قرار گرفته است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و طعن دیگران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۵۰ - ای برق محبت که ره من زده یی باز
ای برق محبت که ره من زده یی باز
آتش بمن سوخته خرمن زده یی باز ۱
زینگونه که بردی بدر از خانه خویشم
برمن رقم گوشه گلخن زده یی باز ۲
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانه برافکن زده یی باز ۳
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست بدامن زده یی باز ۴
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کازرده خاریم و تو سوزن زده یی باز ۵
آتش بمن سوخته خرمن زده یی باز ۱
زینگونه که بردی بدر از خانه خویشم
برمن رقم گوشه گلخن زده یی باز ۲
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانه برافکن زده یی باز ۳
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست بدامن زده یی باز ۴
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کازرده خاریم و تو سوزن زده یی باز ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - المنه لله که دگر مرغ خوش آواز
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.