خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که بر یادآوری دوستان و دوری از دشمنان تأکید دارد. همچنین، بر آزادگی، عشق، و پرهیز از ظلم و خشونت تأکید میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند سرو آزاد باشد و از کشتن دیگران شرم کند. در پایان، از او میخواهد که به یاد عزیزانش باشد و از غفلت دوری کند.
مفاهیم عمیق اخلاقی و عاطفی موجود در شعر، مانند عشق، آزادگی، و پرهیز از خشونت، برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، زبان و ساختار شعر ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۸۳۶ - بسنگی دوستان را یاد میدار
بسنگی دوستان را یاد میدار
بگو دشمن چو سگ فریاد میدار ۱
گرفتار تو ای گل صد هزارند
تو خود را همچو سرو آزاد میدار ۲
به خسرو گوی ای شیرین خدا را
که شرم از کشتن فرهاد میدار ۳
تن ویران عمارت کی پذیرد
دل ویران بعشق آباد میدار ۴
بیاد دیگران صد جام خوردی
نکردی یاد اهلی یاد میدار ۵
بگو دشمن چو سگ فریاد میدار ۱
گرفتار تو ای گل صد هزارند
تو خود را همچو سرو آزاد میدار ۲
به خسرو گوی ای شیرین خدا را
که شرم از کشتن فرهاد میدار ۳
تن ویران عمارت کی پذیرد
دل ویران بعشق آباد میدار ۴
بیاد دیگران صد جام خوردی
نکردی یاد اهلی یاد میدار ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۵ - فصل گل نوروز شد دارد جهان حالی دگر
گوهر بعدی:شماره ۸۳۷ - کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.