خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر با تصاویر غنی و استعارههای عمیق، درد و رنج عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر از اشکهای خونین، دل سوخته، و باران خون سخن میگوید که نماد رنجهای درونی اوست. همچنین، اشارهای به عشق و فداکاری دارد که با تصاویری مانند خونابههای دل مرغ سحر و شربت خون از چشم برهمن نشان داده شده است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات داشته باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون و رنج ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۸۰۳ - هرکه را از چشم تر اشکی بدامن میچکد
هرکه را از چشم تر اشکی بدامن میچکد
قطره خونی است گویی کز دل من میچکد ۱
تا بسوزن دوستی میدوزم یکچاک دل
صدهزاران قطره خون از چشم سوزن میچکد ۲
برق آه من سبب باشد گر از ابر بهار
قطره آبی گهی بر سرو و سوسن میچکد ۳
غرقه در خون خودم شبها ز بس کز دود دل
بر سرم باران خون از بام و روزن میچکد ۴
گل نه از باد هوا روید از آن خونابه ایست
کز دل مرغ سحر بر خاک گلشن میچکد ۵
گرچه میگوید بقصد کشتم لعل تو تلخ
آب حیوان از لبت زان تلخ گفتن میچکد ۶
گر بچشم خونفشان دم میزنی اهلی ز عشق
شربت خون نیز از چشم برهمن میچکد ۷
قطره خونی است گویی کز دل من میچکد ۱
تا بسوزن دوستی میدوزم یکچاک دل
صدهزاران قطره خون از چشم سوزن میچکد ۲
برق آه من سبب باشد گر از ابر بهار
قطره آبی گهی بر سرو و سوسن میچکد ۳
غرقه در خون خودم شبها ز بس کز دود دل
بر سرم باران خون از بام و روزن میچکد ۴
گل نه از باد هوا روید از آن خونابه ایست
کز دل مرغ سحر بر خاک گلشن میچکد ۵
گرچه میگوید بقصد کشتم لعل تو تلخ
آب حیوان از لبت زان تلخ گفتن میچکد ۶
گر بچشم خونفشان دم میزنی اهلی ز عشق
شربت خون نیز از چشم برهمن میچکد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۲ - این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
گوهر بعدی:شماره ۸۰۴ - تا کام ماه یکشب از دیدنش برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.