جوانی از ناسازگاری همسرش به پیرمردی شکایت میکند. پیرمرد به او توصیه میکند که صبر پیشه کند و به او یادآوری میکند که هر نعمتی با سختی همراه است. او مثال میزند که اگر از گلی لذت میبری، باید خارهایش را نیز تحمل کنی.
متن حاوی مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. این مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است.
حکایت - جوانی ز ناسازگاری جفت
بر پیرمردی بنالید و گفت ۱
گران باری از دست این خصم چیر
چنان میبرم کسیا سنگ زیر ۲
به سختی بنه گفتش، ای خواجه، دل
کس از صبر کردن نگردد خجل ۳
به شب سنگ بالایی ای خانه سوز
چرا سنگ زیرین نباشی به روز؟ ۴
چو از گلبنی دیده باشی خوشی
روا باشد ار بار خارش کشی ۵
درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن آنگه که خارش خوری ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
سوالی دارم که جوابش را نمی یابم : چرا بزرگان ادب بر ضد زن اضافه گویی
کرده اند. اگر یک زنی مثلا زوجه واجب الاحترام خودشان حرکتی را سهوی یا
قصدی مرتکب شده باشند که ایشان هم حق دارند در مواردی شریک زندگی شانرا انتقاد کنند. ولی حضرات ایشان را چنان کوبیده اند که از نکوهش نا قابل تحمل عام زنان دریغ هم نکرده اند .به نظر من این زن ستیزی است . تا باشد شما چه میگویید . عام زنان مادران ، خواهران ، دختران خود و زنان با افتخار تاریخ را از لحاظ دینی ، عقیدتی ، علمی و مبارزات تاریخی شامل اند.
من از راستی بلد نیستم اون نویسندهش چقدر زشت و کثیفه