خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق، آزادی از قید و بندهای دنیوی، و وحدت وجود میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی آزادکننده سخن میگوید و بر بیتفاوتی به ظواهر دنیوی مانند می، سبحه، و سجاده تأکید دارد. همچنین، اشارهای به وحدت کعبه و بتخانه دارد که نشاندهنده نگاه عرفانی به وحدت در کثرت است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مینوشی و بتپرستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۷۲۸ - عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
دامن پاک کس آلوده بجامی نشود ۱
می خور و سبحه و سجاده صد پاره بهل
مزغ زیرک ز پی دانه بدامی نشود ۲
پیش مرغ دل ما کعبه و بتخانه یکیست
طایر سدره مقیم لب بامی نشود ۳
صد ملامت ز بتان بینم و اینطایفه را
کم به بینم که مرا ذوق سلامی نشود ۴
سوخت پروانه و شمع از رخ او یاد نکرد
هیچکس سوخته در آتش خامی نشود ۵
عشق از خواجگی و بندگی آزاد بود
ورنه محمود گرفتار غلامی نشود ۶
هرکه رفتار بتان دید چو اهلی عجبست
که سرش خاک ره کبک خرامی نشود ۷
دامن پاک کس آلوده بجامی نشود ۱
می خور و سبحه و سجاده صد پاره بهل
مزغ زیرک ز پی دانه بدامی نشود ۲
پیش مرغ دل ما کعبه و بتخانه یکیست
طایر سدره مقیم لب بامی نشود ۳
صد ملامت ز بتان بینم و اینطایفه را
کم به بینم که مرا ذوق سلامی نشود ۴
سوخت پروانه و شمع از رخ او یاد نکرد
هیچکس سوخته در آتش خامی نشود ۵
عشق از خواجگی و بندگی آزاد بود
ورنه محمود گرفتار غلامی نشود ۶
هرکه رفتار بتان دید چو اهلی عجبست
که سرش خاک ره کبک خرامی نشود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۷ - جوش سودای غم دل پایم از جا میبرد
گوهر بعدی:شماره ۷۲۹ - هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.