خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر از وصال محبوب ناامید است و از دردهای عشق شکایت میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند فناپذیری انسان، مستی و بیخردی، و دامهای عشق اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مستی' و 'رنج عشق' ممکن است برای مخاطبان کمسال نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۷۱۴ - فکر وصلت کسش خیال مباد
فکر وصلت کسش خیال مباد
کس در اندیشه محال مباد ۱
در پریزاده مردمی نبود
آدمی زاده را زوال مباد ۲
گر بنوشی بجای می خونم
خون من هرگزت هلال مباد ۳
هیچ پیری چو من برسوایی
مست طفلان خورد سال مباد ۴
در وبال است دایم اختر عقل
کوکب عشق را وبال مباد ۵
فتنه راه مرغ خاطر کس
دانه و دام و زلف و خال مباد ۶
در خم سنبل شکسته او
کس چو اهلی حال مباد ۷
کس در اندیشه محال مباد ۱
در پریزاده مردمی نبود
آدمی زاده را زوال مباد ۲
گر بنوشی بجای می خونم
خون من هرگزت هلال مباد ۳
هیچ پیری چو من برسوایی
مست طفلان خورد سال مباد ۴
در وبال است دایم اختر عقل
کوکب عشق را وبال مباد ۵
فتنه راه مرغ خاطر کس
دانه و دام و زلف و خال مباد ۶
در خم سنبل شکسته او
کس چو اهلی حال مباد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۳ - هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
گوهر بعدی:شماره ۷۱۵ - صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.