خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ظهور معشوق (یار) سخن میگوید که مانند ماه از سر کوچه نمایان میشود و هیاهویی برپا میکند. شاعر از عشق و هلاکت خود در این راه میگوید و به داستان یعقوب و یوسف اشاره میکند که چگونه یعقوب از فراق یوسف سوخت.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به داستانهای قرآنی مانند یعقوب و یوسف نیاز به درک نسبی از ادبیات و فرهنگ اسلامی دارد.
شماره ۷۰۸ - یار از سر کوچه چو مه برآمد
یار از سر کوچه چو مه برآمد
هر گوشه هزار وه برآمد ۱
برخاست قیامتی که در صبح
ماه شب چارده برآمد ۲
سرمست به خانقه گذر کرد
فریاد ز خانقه برآمد ۳
مقصودم از او هلاک خود بود
مقصود بیک نگه برآمد ۴
یعقوب صفت بسوخت اهلی
تا یوسف او زچه برآمد ۵
هر گوشه هزار وه برآمد ۱
برخاست قیامتی که در صبح
ماه شب چارده برآمد ۲
سرمست به خانقه گذر کرد
فریاد ز خانقه برآمد ۳
مقصودم از او هلاک خود بود
مقصود بیک نگه برآمد ۴
یعقوب صفت بسوخت اهلی
تا یوسف او زچه برآمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۷ - در لعل لبش چاشنی خنده ببینید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۹ - از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.