این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی خود به معشوقی به نام لیلی سخن میگوید. او زیبایی و جذابیت لیلی را ستایش میکند و بیان میکند که هیچکس مانند او نیست. شاعر همچنین از دیوانگی و شیدایی خود در عشق میگوید و اشاره میکند که این عشق او را رسوا کرده است. در نهایت، او تأکید میکند که تنها افراد صاحبدل میتوانند عیبهای این شیدایی را درک کنند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و شیدایی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات شعری قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۰۶ - لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد
خواه از عرب خواه از عجم چون او کسی پیدا نشد ۱
تا وحشت مردم بود الفت نگیرد آن پری
دیوانه از یاران خود بی مصلحت تنها نشد ۲
هرگز نکردی سرو من در مجلسی آهنگ رقص
کز شوق آن بالا و قد صد بیقرار از جا نشد ۳
می جست زیر دامنم بت یافت شیخ از خرقه ام
زینسان که من رسوا شدم هرگز کسی رسوا نشد ۴
اهلی نه صاحبدل بود کو عیب این شیدا کند
کز آرزوی آنپری دل نیست کو شیدا نشد ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.