خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن درباره حجاج، فردی خونخوار و سنگدل است که از آه و فریاد مردم نمیترسد. شاعر از خدا میخواهد که داد مظلومان را از او بگیرد. همچنین، پیر جهاندیده به جوان پند میدهد که از ظلم و بیداد حجاج دوری کند و به غیبت دیگران نپردازد، زیرا غیبت و گناه به دوزخ میکشاند.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و دینی است که نیاز به درک عمیقتری از مسائل اجتماعی و انسانی دارد. این مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است، زیرا آنها میتوانند پیامهای اخلاقی و اجتماعی متن را بهتر درک کنند.
حکایت - کسی گفت حجاج خونخوارهای است
کسی گفت حجاج خونخوارهای است
دلش همچو سنگ سیه پارهای است ۱
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
خدایا تو بستان از او داد خلق ۲
جهاندیدهای پیر دیرینه زاد
جوان را یکی پند پیرانه داد ۳
کز او داد مظلوم مسکین او
بخواهند وز دیگران کین او ۴
تو دست از وی و روزگارش بدار
که خود زیر دستش کند روزگار ۵
نه بیداد از او بهرهمند آیدم
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم ۶
به دوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه ۷
دگر کس به غیبت پیش میدود
مبادا که تنها به دوزخ رود ۸
دلش همچو سنگ سیه پارهای است ۱
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
خدایا تو بستان از او داد خلق ۲
جهاندیدهای پیر دیرینه زاد
جوان را یکی پند پیرانه داد ۳
کز او داد مظلوم مسکین او
بخواهند وز دیگران کین او ۴
تو دست از وی و روزگارش بدار
که خود زیر دستش کند روزگار ۵
نه بیداد از او بهرهمند آیدم
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم ۶
به دوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه ۷
دگر کس به غیبت پیش میدود
مبادا که تنها به دوزخ رود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - مرا در نظامیه ادرار بود
گوهر بعدی:حکایت - شنیدم که از پارسایان یکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.