خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، رنجهای آن و بیتأثیری پندهای خردمندان در درمان درد عاشقان سخن میگوید. همچنین، به مقایسههایی مانند یوسف و زندان یا غنچه و لب خندان اشاره میکند تا احساسات شاعر را بیان کند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند زندان یا رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۴۰ - چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد
چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد
یوسف عزیز مصر هم بی خواری زندان نشد ۱
چندانکه دیدم ای پری جور ترا نامردمم
گر در دلم از جور تو مهر تو صد چندان نشد ۲
دور از تو بودم تنگدل تا نامدی سویم دگر
چونغنچه ام نگشود دل چون گل لبم خندان نشد ۳
دیوانه باشد عاقلی کو پند مجنون میدهد
درمان درد عاشقان پند خردمندان نشد ۴
از عشق و مستی زاهدان اهلی اگر منعم کنند
من رند عاشق پیشه ام کس مانع رندان نشد ۵
یوسف عزیز مصر هم بی خواری زندان نشد ۱
چندانکه دیدم ای پری جور ترا نامردمم
گر در دلم از جور تو مهر تو صد چندان نشد ۲
دور از تو بودم تنگدل تا نامدی سویم دگر
چونغنچه ام نگشود دل چون گل لبم خندان نشد ۳
دیوانه باشد عاقلی کو پند مجنون میدهد
درمان درد عاشقان پند خردمندان نشد ۴
از عشق و مستی زاهدان اهلی اگر منعم کنند
من رند عاشق پیشه ام کس مانع رندان نشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۹ - ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۱ - گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.