خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد و از عشق نافرجام، فراق و درک نشدن توسط دیگران سخن میگوید. شاعر با استفاده از تمثیلهایی مانند یوسف و زلیخا، خسرو و شیرین، و دیگر اشارههای ادبی، عمق درد عشق را توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از تمثیلهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۶۱۷ - کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
دست بریده حالش دست بریده داند ۱
خسرو ندیده حرمان کی ذوق وصل یابد
قدر بلان شیرین تلخی چشیده داند ۲
کی مرهم وصالی بخشد به سینه ریشان
مستی که چاک سینه جیب دریده داند ۳
نا آشنای من کو نا دیده کرد دیده
گر بشنود فغانم هم ناشنیده داند ۴
گستاخ پا نهادن نتوان بخاک کویت
کاین خاک راه اهلی نور دو دیده داند ۵
دست بریده حالش دست بریده داند ۱
خسرو ندیده حرمان کی ذوق وصل یابد
قدر بلان شیرین تلخی چشیده داند ۲
کی مرهم وصالی بخشد به سینه ریشان
مستی که چاک سینه جیب دریده داند ۳
نا آشنای من کو نا دیده کرد دیده
گر بشنود فغانم هم ناشنیده داند ۴
گستاخ پا نهادن نتوان بخاک کویت
کاین خاک راه اهلی نور دو دیده داند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۶ - هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۸ - مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.