خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد دوری از معشوق و آرزوی وصال است. شاعر از ناپایداری دنیا و رنجهای عشق میگوید، اما با امید به رهایی و رسیدن به معشوق، سختیها را تحمل میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۰۹ - تا یار ز شوخی بکناری ننشیند
تا یار ز شوخی بکناری ننشیند
دل در بر ما هم بقراری ننشیند ۱
در گوشه میخانه بمستی دلم افتاد
تا مست نیفتد بکناری ننشیند ۲
گر خاک شود چون من آلوده جهانی
بر دامن پاک تو غباری ننشیند ۳
ایکاش چو نایی ندهی وعده که عاشق
در خون همه دم بهر تو باری ننشیند ۴
گر خار غمم رخنه بجان کرد غمی نیست
امید که در پای تو خاری ننشیند ۵
با کار جهان اهلی دیوانه چکارش
سودا زده هر کز پی کاری ننشیند ۶
دل در بر ما هم بقراری ننشیند ۱
در گوشه میخانه بمستی دلم افتاد
تا مست نیفتد بکناری ننشیند ۲
گر خاک شود چون من آلوده جهانی
بر دامن پاک تو غباری ننشیند ۳
ایکاش چو نایی ندهی وعده که عاشق
در خون همه دم بهر تو باری ننشیند ۴
گر خار غمم رخنه بجان کرد غمی نیست
امید که در پای تو خاری ننشیند ۵
با کار جهان اهلی دیوانه چکارش
سودا زده هر کز پی کاری ننشیند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۸ - رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۰ - گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.