در این متن، شاعر به توصیف آشوب و جنگ میپردازد و از رفتارهای نادرست و فتنهانگیز افراد در چنین شرایطی انتقاد میکند. او تأکید میکند که بهترین حالت برای هر فرد این است که به خودش توجه کند و درگیر خوب و بد دیگران نشود. همچنین، شاعر به اهمیت استفاده درست از حواس و عقل اشاره میکند و از افراد میخواهد که تفاوت بین حقایق را تشخیص دهند.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، انتقاد از رفتارهای اجتماعی و توصیه به خودشناسی و استفاده درست از عقل، موضوعاتی هستند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبترند.
حکایت - دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ
پراگنده نعلین و پرنده سنگ ۱
یکی فتنه دید از طرف بر شکست
یکی در میان آمد و سر شکست ۲
کسی خوشتر از خویشتن دار نیست
که با خوب و زشت کسش کار نیست ۳
تو را دیده در سر نهادند و گوش
دهن جای گفتار و دل جای هوش ۴
مگر بازدانی نشیب از فراز
نگویی که این کوته است، آن دراز ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.