خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و شوق شدید، رنجهای عاشقانه و از دست دادن هوش در برابر معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شمع، تیغ و زخم، احساسات خود را بیان میکند و از ناامیدی و امیدواری در عشق مینویسد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند زخم و از دست دادن هوش ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۶۱ - آن گل چو شمع بر من مدهوش میزند
آن گل چو شمع بر من مدهوش میزند
خونم ز شوق تیغ دگر جوش میزند ۱
چون شمع هرکه سوخته شد دل نهد به نیش
خام است عاشقی که دم از نوش میزند ۲
هم خود مگر ز لطف بفریاد من رسد
زین زخمها که بر من خاموش میزند ۳
گفتی مرو ز هوش بوصلش، چنان کنم
کاول بیک کرشمه ره هوش میزند ۴
دام ره است خرقه صد پاره هوش دار
کان خرقه پوش راه قبا پوش میزند ۵
اهلی مگو که که کشت مرا در گوش او
کاین نکته پهلویی به بنا گوش میزند ۶
خونم ز شوق تیغ دگر جوش میزند ۱
چون شمع هرکه سوخته شد دل نهد به نیش
خام است عاشقی که دم از نوش میزند ۲
هم خود مگر ز لطف بفریاد من رسد
زین زخمها که بر من خاموش میزند ۳
گفتی مرو ز هوش بوصلش، چنان کنم
کاول بیک کرشمه ره هوش میزند ۴
دام ره است خرقه صد پاره هوش دار
کان خرقه پوش راه قبا پوش میزند ۵
اهلی مگو که که کشت مرا در گوش او
کاین نکته پهلویی به بنا گوش میزند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۰ - آب حیات اگر بسر کوی او رود
گوهر بعدی:شماره ۵۶۲ - ابر نوروزی چو گل را بر ورق شبنم زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.