خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق و دوری معشوق شکایت میکند. او از نوبت نرسیدن ساغر عشق، زخمهای پیاپی دل، و صبری سخت مانند سنگ سخن میگوید. همچنین، اشارهای به تأثیرات سوزناک عشق بر جسم و روح دارد.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'زخم پیاپی' و 'دیده پرخون' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۲۴ - بر من از دورش بنوبت ساغر می میرسد
بر من از دورش بنوبت ساغر می میرسد
نوبت ما یارب از دور فلک کی میرسد ۱
مرهمی تا کی رسد بر ریش دل از لعل او
حالیا زان غمزه ام زخم پیاپی میرسد ۲
عاشق لب تشنه را از ساقی دور فلک
دیده پرخون میشود تا جرعه یی می میرسد ۳
در تحمل جان سخت من چو سنگ خاره است
زینهمه سختی که بر جان من از وی میرسد ۴
باد اگر بر استخوانم میوزد از سوز دل
آتش سوزنده را ماند که بر نی میرسد ۵
صبر کن از زخم دل اهلی که آن ابرو کمان
مرهمی گرمی نهد صد ناوک از پی میرسد ۶
نوبت ما یارب از دور فلک کی میرسد ۱
مرهمی تا کی رسد بر ریش دل از لعل او
حالیا زان غمزه ام زخم پیاپی میرسد ۲
عاشق لب تشنه را از ساقی دور فلک
دیده پرخون میشود تا جرعه یی می میرسد ۳
در تحمل جان سخت من چو سنگ خاره است
زینهمه سختی که بر جان من از وی میرسد ۴
باد اگر بر استخوانم میوزد از سوز دل
آتش سوزنده را ماند که بر نی میرسد ۵
صبر کن از زخم دل اهلی که آن ابرو کمان
مرهمی گرمی نهد صد ناوک از پی میرسد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۳ - دل از غم زار و یارش صحبت اغیار میباید
گوهر بعدی:شماره ۵۲۵ - شاید که پرده زان رخ باد صبا گشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.