خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عیش و مستی، غم و تنگدستی، عقل و جهل، و رابطهی انسان با خدا و بتپرستی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا و اهمیت بلندهمتی سخن میگوید و اشاره میکند که فریادهای انسان از نیستی سرچشمه میگیرد. در نهایت، به موضوع خداپرستی و بتپرستی نیز پرداخته شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و بتپرستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تحلیل دارند.
شماره ۴۹۳ - فراخ دستی گل داد عیش و مستی داد
فراخ دستی گل داد عیش و مستی داد
شکست کار دل غنچه تنگدستی داد ۱
بهم عنانی عقل از غم جهان که رهد؟
خوش آنکه در غم عالم عنان بمستی داد ۲
مکش ز دار فنا سر ز پستی همت
که سر بلند نشد هرکه تن به پستی داد ۳
فغان من چه عجب زان دهان که پیدا نیست
ز نیستی است فغان کس نزد ز هستی داد ۴
خدا پرستی اهلی کنون چه سود دهد
که همچو بر همنان داد بت پرستی داد ۵
شکست کار دل غنچه تنگدستی داد ۱
بهم عنانی عقل از غم جهان که رهد؟
خوش آنکه در غم عالم عنان بمستی داد ۲
مکش ز دار فنا سر ز پستی همت
که سر بلند نشد هرکه تن به پستی داد ۳
فغان من چه عجب زان دهان که پیدا نیست
ز نیستی است فغان کس نزد ز هستی داد ۴
خدا پرستی اهلی کنون چه سود دهد
که همچو بر همنان داد بت پرستی داد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - خوشباس که روزی گل امید برآید
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.