خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره صاحبدلی است که خانهای ساده برای خود ساخت. وقتی به او پیشنهاد شد خانهای بهتر بسازد، پاسخ داد که همین خانه برایش کافی است و نیازی به ساختن خانهای بزرگتر ندارد. سپس هشدار میدهد که ساختن خانه در مسیر سیل کار عاقلانهای نیست و این کار نشانهای از معرفت و عقل نیست.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم برای کودکان زیر 12 سال ممکن است پیچیده و نامفهوم باشد.
حکایت - شنیدم که صاحبدلی نیکمرد
شنیدم که صاحبدلی نیکمرد
یکی خانه بر قامت خویش کرد ۱
کسی گفت میدانمت دسترس
کزاین خانه بهتر کنی، گفت بس ۲
چه میخواهم از طارم افراشتن؟
همینم بس از بهر بگذاشتن ۳
مکن خانه بر راه سیل، ای غلام
که کس را نگشت این عمارت تمام ۴
نه از معرفت باشد و عقل و رای
که بر ره کند کاروانی سرای ۵
یکی خانه بر قامت خویش کرد ۱
کسی گفت میدانمت دسترس
کزاین خانه بهتر کنی، گفت بس ۲
چه میخواهم از طارم افراشتن؟
همینم بس از بهر بگذاشتن ۳
مکن خانه بر راه سیل، ای غلام
که کس را نگشت این عمارت تمام ۴
نه از معرفت باشد و عقل و رای
که بر ره کند کاروانی سرای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت
گوهر بعدی:حکایت - یکی سلطنت ران صاحب شکوه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.