خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق ناکام میگوید. او از گریههای بیپایان، امیدهای بربادرفته و فریبهای معشوق سخن میگوید. همچنین، به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود اشاره میکند و در نهایت، رضایت به خواست معشوق را بیان میدارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۸ - چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
طوفان اشک من همه عالم خراب کرد ۱
گفتی لب مراست بدلها حق نمک
حقا که این نمک جگر من کباب کرد ۲
ز امید می ز لعل تو مردیم در خمار
با ما شراب لعل تو کار سراب کرد ۳
وصلت نصیب مردم بیدار شد ز بخت
مارا بعشوه نرگس مستت بخواب کرد ۴
حسنت چراغ دیده و دل هر دو بر فروخت
کاری که کرد حسن تو کی آفتاب کرد ۵
اهلی رضای دوست پسندد ز کام خود
از هرچه خوانده است همین انتخاب کرد ۶
طوفان اشک من همه عالم خراب کرد ۱
گفتی لب مراست بدلها حق نمک
حقا که این نمک جگر من کباب کرد ۲
ز امید می ز لعل تو مردیم در خمار
با ما شراب لعل تو کار سراب کرد ۳
وصلت نصیب مردم بیدار شد ز بخت
مارا بعشوه نرگس مستت بخواب کرد ۴
حسنت چراغ دیده و دل هر دو بر فروخت
کاری که کرد حسن تو کی آفتاب کرد ۵
اهلی رضای دوست پسندد ز کام خود
از هرچه خوانده است همین انتخاب کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - خرم دلی که ره بسر کار خویش برد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - چو خستگان ز دردل گشاد می یابند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.