خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق بیقرار، وفاداری، امید و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از یار و دل بیقرار خود میگوید، از اعتقاد راسخ در عشق یاد میکند و به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. همچنین، از امید به وصال و رنجهای مسیر عشق سخن میراند و در نهایت، از وفاداری بیچون و چرا مانند مجنون و لیلی نام میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۲۲ - رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
فغان که گریه مرا شرمسار خواهد کرد ۱
باعتقاد قدم نه چو کوهکن در عشق
که اعتقاد تو در سنگ کار خواهد کرد ۲
مگو که شمع بجمالت بپرده خواهد ماند
که حسن جوهر خود آشکار خواهد کرد ۳
اگر وفای بتان را من اعتماد کنم
درین سخن که مرا اعتبار خواهد کرد ۴
به تیرگی همه عمرم گذشت از آن امید
که برق وصل تو روزی گذار خواهد کرد؟ ۵
کسی که صید کمند وفا چو مجنون است
بعاقبت سگ لیلی شکار خواهد کرد ۶
بزهد و توبه کی از دوست بگذرد اهلی
که گر فرشته شود ذکر یار خواهد کرد ۷
فغان که گریه مرا شرمسار خواهد کرد ۱
باعتقاد قدم نه چو کوهکن در عشق
که اعتقاد تو در سنگ کار خواهد کرد ۲
مگو که شمع بجمالت بپرده خواهد ماند
که حسن جوهر خود آشکار خواهد کرد ۳
اگر وفای بتان را من اعتماد کنم
درین سخن که مرا اعتبار خواهد کرد ۴
به تیرگی همه عمرم گذشت از آن امید
که برق وصل تو روزی گذار خواهد کرد؟ ۵
کسی که صید کمند وفا چو مجنون است
بعاقبت سگ لیلی شکار خواهد کرد ۶
بزهد و توبه کی از دوست بگذرد اهلی
که گر فرشته شود ذکر یار خواهد کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.