خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و ناکامیهای خود میگوید. او از سوختن در آتش غم، بیوفایی معشوق، و بیثمر بودن تلاشهایش سخن میگوید. در نهایت، تنها مهر و وفا را ارزشمند میداند و دیگر چیزها را بیارزش میشمارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد.
شماره ۴۱۱ - سوختیم از غم و این آتش پنهان همه هیچ
سوختیم از غم و این آتش پنهان همه هیچ
همه داغیم ز خوبان و بر ایشان همه هیچ ۱
غنچه بخت مرا هیچ گل آخر نشکفت
زخمهای جگر و چاک گریبان همه هیچ ۲
با حریفان دگر یار شد آن گل چه شگفت
سعی باد و نفس مرغ سحر خوان همه هیچ ۳
در سرم بود که در پای تو ریزم دل و جان
وه که از داغ تو شد کار دل و جان همه هیچ ۴
بجز از مهر و وفا هیچ نماند اهلی
تخت و بخت و زر و مال و سر و سامان همه هیچ ۵
همه داغیم ز خوبان و بر ایشان همه هیچ ۱
غنچه بخت مرا هیچ گل آخر نشکفت
زخمهای جگر و چاک گریبان همه هیچ ۲
با حریفان دگر یار شد آن گل چه شگفت
سعی باد و نفس مرغ سحر خوان همه هیچ ۳
در سرم بود که در پای تو ریزم دل و جان
وه که از داغ تو شد کار دل و جان همه هیچ ۴
بجز از مهر و وفا هیچ نماند اهلی
تخت و بخت و زر و مال و سر و سامان همه هیچ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - ساقی که یار ما بود اغیار را چه بحث؟
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.