خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، به زیباییهای عشق الهی و تأثیر آن بر جهان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند خورشید حسن، گدا و شاه، و گلشن مشکبو، عشق را به عنوان جوهره حقیقت و هستی توصیف میکند. همچنین، اشارهای به تقدیر و نقش آن در آفرینش زیباییها دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و عشق الهی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۰۱ - از جلوه محبت خورشید حسن دوست
از جلوه محبت خورشید حسن دوست
هر ذره را تصور آن کافتاب اوست ۱
ظل همای عشق گدا شاه میکند
شاهی که چرخ در خم چوگان او چو گوست ۲
جز در دل خراب اسیران غم مجو
گنجی که خلق هردو جهانش به جستجوست ۳
تحقیق من ز هر دو جهان این بود که عشق
مغز حقیقت است و دگر هرچه هست پوست ۴
کلک قضا که اینهمه صورت کشیده است
مقصود کارخانه او صورت نکوست ۵
از کلک مشکبار تو اهلی که دم زند؟
در گلشنی که خار و گلش جمله مشکبوست ۶
هر ذره را تصور آن کافتاب اوست ۱
ظل همای عشق گدا شاه میکند
شاهی که چرخ در خم چوگان او چو گوست ۲
جز در دل خراب اسیران غم مجو
گنجی که خلق هردو جهانش به جستجوست ۳
تحقیق من ز هر دو جهان این بود که عشق
مغز حقیقت است و دگر هرچه هست پوست ۴
کلک قضا که اینهمه صورت کشیده است
مقصود کارخانه او صورت نکوست ۵
از کلک مشکبار تو اهلی که دم زند؟
در گلشنی که خار و گلش جمله مشکبوست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - می خور که فکر عالم پر غم نباشدت
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - باورم ناید که شد در پوست مجنون سوی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.