شتر بچه با مادرش گفت که اگر مهار او در دستش بود، کسی را بارکش نمیدید. او به قضا و قدر اشاره میکند و میگوید که قضا کشتی را به هر جا که بخواهد میبرد، حتی اگر ناخدا تلاش کند. سپس به سعدی توصیه میکند که به دیگران تکیه نکند، زیرا تنها خداوند بخشنده است. همچنین، اگر خداوند درها را ببندد، کسی نمیتواند آنها را باز کند، و اگر او تاجدارت کند، سر برآور، وگرنه سر ناامیدی را بالا ببر.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
مثل
بس از رفتن، آخر زمانی بخفت ۱
بگفت ار به دست منستی مهار
ندیدی کسم بارکش در قطار ۲
قضا کشتی آن جا که خواهد برد
وگر ناخدا جامه بر تن درد ۳
مکن سعدیا دیده بر دست کس
که بخشنده پروردگارست و بس ۴
اگر حق پرستی ز درها بست
که گر وی براند نخواند کست ۵
گر او تاجدارت کند سر برآر
وگرنه سر ناامیدی بخار ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.