خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق عمیق و جاودانه است که با وجود رنجها و محنتها، یاد و خاطره آن همچنان باقی است. شاعر از درد فراق و حسرت عشق میگوید، اما در عین حال شکرگزار است که نشانههای این عشق و داستانهای آن هنوز پابرجاست. همچنین، اشارهای به تأثیر ماندگار عشق بر جان و دل دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و محنت نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۳۳۴ - کشته تیرت که ازوی استخوانها مانده است
کشته تیرت که ازوی استخوانها مانده است
گرچه خود رفت از میان اما نشانها مانده است ۱
حسرت درد تو با من ماند و جان و دل نماند
شکر ایزد گرچه آنها رفت اینها مانده است ۲
گر پرد بر خاک ما مرغ هوا گردد کباب
بسکه در خاکستر ما سوز جانها مانده است ۳
تا ابد عشق من و حسن تو ماند در میان
زانکه در هر گوشه از ما داستانها مانده است ۴
گر نماند از بار محنت اهلی مجنون صفت
باری از عشق تو نامش بر زبانها مانده است ۵
گرچه خود رفت از میان اما نشانها مانده است ۱
حسرت درد تو با من ماند و جان و دل نماند
شکر ایزد گرچه آنها رفت اینها مانده است ۲
گر پرد بر خاک ما مرغ هوا گردد کباب
بسکه در خاکستر ما سوز جانها مانده است ۳
تا ابد عشق من و حسن تو ماند در میان
زانکه در هر گوشه از ما داستانها مانده است ۴
گر نماند از بار محنت اهلی مجنون صفت
باری از عشق تو نامش بر زبانها مانده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.