خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و محبت سخن می‌گوید و از آتش نهفته در دل و کشت و کار محبت می‌گوید. شاعر از دام عشق و شوق و انتظار برای وصال می‌نویسد و از کیمیای عشق که خاک مزار را به زر تبدیل می‌کند، یاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق و مرگ نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.

مشاهده کامل

شماره ۳۳۲ - آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست

آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست
طوفان آتشی است که در روزگار ماست ۱

تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیم
تخم محبت همه در کشت و کار ماست ۲

زین آتش نهفته که در خاک میبریم
تا حشر لاله یی که دمد داغدار ماست ۳

در دام عشق ما ز سر شوق میرویم
کانکس که صید ما کند اول شکار ماست ۴

ما تشنه لب به مسجد و ساقی بمیکده
بر کف شراب کوثر و در انتظار ماست ۵

اهلی بمال چهره زردی که زر شوی
زان کیمیای عشق که خاک مزار ماست ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - مگو که ماه رخ او ز گلرخان بگذشت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.