خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و دلتنگی سخن میگوید و بیان میکند که هوای خوش و طبیعت زیبا بدون حضور معشوق برایش لذتی ندارد. او زیبایی معشوق را با گل و لاله مقایسه میکند و تأکید میکند که هیچکس مانند معشوق او کامل و زیبا نیست. شاعر همچنین از درد فراق و غم عشق مینالد و اشاره میکند که بدون معشوق، حتی بهار هم برایش خزان است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۱۸ - هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
هوای خوش چکند هرکه خاطرش خوش نیست ۱
گل جمال تو شد تا چراغ بزم افروز
چو لاله نیست دلی کز غمت در آتش نیست ۲
اگر پری طلبم چون تو آدمی نبود
در آدمی نگرم چون تو کس پریوش نیست ۳
بپوش بهر خدا زلف همچو ز نارت
که نیست هیچ مسلمان کزو مشوش نیست ۴
بسر نرفت بهاری که بی تو اهلی را
خزان چهره بخون جگر منقش نیست ۵
هوای خوش چکند هرکه خاطرش خوش نیست ۱
گل جمال تو شد تا چراغ بزم افروز
چو لاله نیست دلی کز غمت در آتش نیست ۲
اگر پری طلبم چون تو آدمی نبود
در آدمی نگرم چون تو کس پریوش نیست ۳
بپوش بهر خدا زلف همچو ز نارت
که نیست هیچ مسلمان کزو مشوش نیست ۴
بسر نرفت بهاری که بی تو اهلی را
خزان چهره بخون جگر منقش نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.