خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق ناکام و بختِ بد سخن میگوید. شاعر از سوختن دل و جان خود در عشق و ناامیدی از وصال معشوق مینویسد و از تیرگی بخت خود شکایت دارد. در عین حال، او خود را بنده و عاشقِ معشوق میداند و حتی خاکِ درگاه او را تختِ خود میپندارد.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، مفاهیمی مانند ناامیدی و سوختن در عشق ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامناسب باشد.
شماره ۳۰۴ - دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است
دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است
جان هم آغشته بخون از دل جان سخت من است ۱
صورت حال چه پوشم که عیانست مرا
هرچه در آینه خاطر یک لخت من است ۲
شمع روی تو که در خرمن گل آتش زد
برق او را چه غم از سوختن رخت من است ۳
خسرو وقت خود و بنده درگاه توام
خشت در تاج سر و خاک درت تخت من است ۴
همه جا صبح وصال است ز خورشید رخش
اهلی این شام غم از تیرگی بخت من است ۵
جان هم آغشته بخون از دل جان سخت من است ۱
صورت حال چه پوشم که عیانست مرا
هرچه در آینه خاطر یک لخت من است ۲
شمع روی تو که در خرمن گل آتش زد
برق او را چه غم از سوختن رخت من است ۳
خسرو وقت خود و بنده درگاه توام
خشت در تاج سر و خاک درت تخت من است ۴
همه جا صبح وصال است ز خورشید رخش
اهلی این شام غم از تیرگی بخت من است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۳ - سر رشته غم دل چون شمع جانگدازست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۵ - سرمه ره دردیده زان دارد که خاک پای اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.