خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد هجران و عشق شدید به معشوق است. شاعر تاکید میکند که حتی یک شب دوری از معشوق برایش غیرقابل تحمل است و زندگی بدون دیدار معشوق ارزشی ندارد. او همچنین از نیش زبان مردم و دردهای زندگی شکایت میکند، اما در پایان امیدوار است که روزی به آرزویش برسد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعاتی مانند مرگ و رنج اشاره دارند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۰۱ - گر صد هزار سال وصالت میسر است
گر صد هزار سال وصالت میسر است
یالله اگر بیک شب هجران برابرست ۱
بی روی دوست مرگ به از زندگی بود
با درد هجر زهر ز تریاک خوشترست ۲
تا مانده است یک رمق از جان تشنه ام
گر جرعه یی بود لب او روح پرورست ۳
آن دم که مرد تشنه لب از آرزوی آب
آبش چه سود دارد اگر آب کوثرست ۴
ناصح چو مرهمی ننهی نیش هم مزن
بر زخم خورده طعنه زدن زخم دیگرست ۵
هرجا که بگذرم همه زخم زبان خورم
کومر همی؟ که روی زمین جمله نشترست ۶
اهلی، گرت ز نخل رطب دست کوته است
همت بلند دار که روزی مقدرست ۷
یالله اگر بیک شب هجران برابرست ۱
بی روی دوست مرگ به از زندگی بود
با درد هجر زهر ز تریاک خوشترست ۲
تا مانده است یک رمق از جان تشنه ام
گر جرعه یی بود لب او روح پرورست ۳
آن دم که مرد تشنه لب از آرزوی آب
آبش چه سود دارد اگر آب کوثرست ۴
ناصح چو مرهمی ننهی نیش هم مزن
بر زخم خورده طعنه زدن زخم دیگرست ۵
هرجا که بگذرم همه زخم زبان خورم
کومر همی؟ که روی زمین جمله نشترست ۶
اهلی، گرت ز نخل رطب دست کوته است
همت بلند دار که روزی مقدرست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - جان من مسکین که گرفتار غم اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - لعل او کز برگ گل رنگین تر و نازکترست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.