خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود همه خوبیهای معشوق، کمتوجهی او را احساس میکند. همچنین، شاعر از زیباییهای معشوق و نیاز خود به حمایت او میگوید و اشاره میکند که درد و درمان هر دو از اوست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۲۹۵ - هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
وگرنه قصه جور تو را نهایت نیست ۱
کنون که خرمن خوبی شدی زهی صافی
که یک جوت بمن خوشه چین عنایت نیست ۲
اگر حکایت حسنم کنم مرنج از من
کجاست در همه عالم که این حکایت نیست ۳
رخ تو مصحف حسن است و روشنت بخلق
چنانکه حاجت تفسیر هیچ آیت نیست ۴
نشان گنج محبت زرند میکده پرس
که شیخ صومعه را هرگز این هدایت نیست ۵
در آفتاب قیامت مشو زمن غافل
که غیر سایه لطف توام حمایت نیست ۶
چو درد ازوست دوام ازو طلب اهلی
سخن صریح بگو حاجت کنایت نیست ۷
وگرنه قصه جور تو را نهایت نیست ۱
کنون که خرمن خوبی شدی زهی صافی
که یک جوت بمن خوشه چین عنایت نیست ۲
اگر حکایت حسنم کنم مرنج از من
کجاست در همه عالم که این حکایت نیست ۳
رخ تو مصحف حسن است و روشنت بخلق
چنانکه حاجت تفسیر هیچ آیت نیست ۴
نشان گنج محبت زرند میکده پرس
که شیخ صومعه را هرگز این هدایت نیست ۵
در آفتاب قیامت مشو زمن غافل
که غیر سایه لطف توام حمایت نیست ۶
چو درد ازوست دوام ازو طلب اهلی
سخن صریح بگو حاجت کنایت نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.